آخه یه آدم چقدرمیتونه تظاهر کنه ؟
ها !!!!!.....
سوگند به چشم تو که تقصیر ندارم
جز حلقه گیسوی تو زنجیر ندارم
گفتی که شبی همره پروانه سفر کن .......
خدا را شكر كه تمام شب صداي خرخر همسرم را مي شنوم اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم
خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم. اين يعني در ميان دوستانم بوده ام ......

مامان و بابا داشتند تلويزيون تماشا مي كردند كه مامان گفت:من خسته ام و ديگه دير وقته . ميرم كه بخوابم. مامان بلند شد ، به آشپزخانه رفت و مشغول تهيه ساندويچهاي ناهار فردا شد . سپس ظرف ها را شست، براي شام فردا از فريزر گوشت بيرون آورد ، قفسه ها را مرتب كرد، ....
شمس تبريزي وقتی می گفت "یا حق" می توانست از روی آب رد شود. او به مولانا گفت : تو بگو "یا شمس" تا بتوانی با من از روي آب رد شوی مولانا هم همین کار را می کرد ناگهان نيمه های راه احساس کرد کفر میگويد. با خودش گفت چرا من نگويم"یا حق"؟ .............

داستان درباره بک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود .او پس از سال ها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آن جا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست .تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود . شب بلندی های کوه را تماما در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید . همه چیز سیاه بود .....
اینم از مسائلی که آدم باید بدون چون وچرا قبول کنه !!!!! ......
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه اي را بالا ببري...
دكتر علي شريعتي
سوالی رو که در متن مشاهده می کنید یک تست روانشانی است . متن را با دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند ..........

Human = eat + sleep + work + enjoy
Pigs = eat + sleep
Hence, Human = Pigs + work + enjoy
if, Human - enjoy = Pigs + work
in other words...........
This is a nice test if you would like to know more about yourself...
just pick the pictures that fit you to get the results,
Check this link out
http://dna.imagini.net/friends
A Persian walks into a bank in
for the loan officer.
He says he's going to
and needs to borrow $5,000.
The bank officer says the bank will need some kind of
security for the loan, so the Persian hands over the.......
............

وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم . هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه
و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم ........